على محمدى خراسانى
93
شرح مكاسب (فارسى)
زمين را به ستارگان مستند كرده و آنها را منشأ خيرات و شرور ، سعادات و نحوس [ خوش يمنى و بديمنى فال بد زدن و فال خوب زدن ] مىدانستند . [ و چون حقيقت را نديده بودند ره افسانه زده بودند . ] و اينها سه فرقه بودند و هركدام اعتقاداتى داشتند : الف : گروهى از آنان طبيعى مذهب و دهرى مسلك و مادّيگرا بودند و واجب الوجودى را فراتر از مادّه و ماديّات و افلاك و فلكيات قائل نبودند ، و روى اين اصل معتقد بودند كه : واجب الوجود لذاته همين ستارگان هستند ، و خالق عالم و حوادث آن همينها هستند و موجد برترى نيست . ب : و گروه ديگرى معتقد بودند كه : ستارگان مخلوقات خداوند هستند منتها از آن رهگذر كه خداوند قديم زمانى است ، و هم او علّت تامّهء كواكب است ، و انفكاك معلول هم از علّت تامّه محال است ، پس كواكب هم قديم زمانى هستند . ج : گروه سوّم مىپنداشتند كه : ستارگان مخلوقات خدايند ، حادث هم هستند [ يعنى زمانى نبودند بعد آفريده شدند ] و داراى اراده و اختيار هم هستند ، و قواى فعّاله و تأثيرگذار هستند و خالق كواكب پس از خلقت آنها ، امور عالم را به آنها تفويض كرده [ و خود به كنارى نشسته و دستگاه الهى تعطيل است و اين كواكب هستند كه فعّال ما يشاء مىباشند . ] و به عقيدهء هر سه گروه ، ساحر و جادوگر كسى است كه نيروهاى عاليهء [ فلكى و سماوى ] فعّاله و تأثيرگذار را بشناسد اعمّ از بسائط آنها [ روحانيّات يا ارواح سماوى كه همان عقول يا مجردات تامّه يا فرشتگان باشند ] و مركّبات آنها [ جسمانيات آنها و اجرام فلكى و ستارگان و تأثيرات آنها را بداند ] و آنچه را كه مناسب با عالم سفلى است بشناسد [ كه نزد فلان وضع فلكى فلان حادثهء ارضى اتفاق مىافتد . ]